۱۳۹۰ آذر ۸, سهشنبه
تخصص مهمل بافی
۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه
توهم
یکی از دلایلی که باعث می شود فکرکنم مردم سالاری ( دموکراسی) به معنی پایین کشیدن قدرتمندان از سریر قدرت به شکل دوره ای چیز خوبی است این است که باعث می شود تا از متوهم شدن صاحب قدرت جلوگیری شود. وقتی قدرتمندی متوهم شود این مردم هستند که باید هزینه های توهم او را با جان و مالشان پرداخت کنند.همه قدرتمندان در همه سطوح کمی تا قسمتی متوهم هستند. پس لازم هست تا تیغ نقد و ضربه آگاهی بخش آن همواره قدرتمندان را آزار دهد تا به خود بیایند. آنهایی که سالهای طولانی در قدرت باقی می مانند به نوعی متوهم می شوند هرچند بعضی ها به قدرت نرسیده هم متوهم هستند. بسیاری از آنها هم قربانی توهمشان می شوند. قذافی چند روز پیش پیغام داده بود که تظاهرات وال استریت کار من است. بیچاره متوهم به دنیا آمد (البته احتمالا) متوهم زیست و متوهم از دنیا رفت.
۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه
شعری از فریدون توللی
ترسم ز فرط شعبده چندان خرت کنند
تا داستان عشق وطن باورت کنند
من رفتم از چنین ره و دیدم سزای خویش
بس کن تو ورنه خاک وطن بر سرت کنند
گیرم ز دست چون تو نخیزد خیانتی
خدمت مکن که رنجه به صد کیفرت کنند
گر وا کند حصار «قزل قلعه» لب به گفت
گوید چه پیش چشم تو با همسرت کنند
بر زنده باد گفتن این خلق خوش گریز
دل بر منه که یک تنه در سنگرت کنند
پتک اوفتاده در کف ضحاک و این گروه
خواهان که باز کاوهی آهنگرت کنند
ایران همیشه دوزخ ارباب غیرت است
آتش منه به سینه که خاکسترت کنند
زنجیر عدل خسرو و آن خر که شکوه کرد
آورده اند تا به حقیقت خرت کنند
زآن پادشه به خون کسان تشنه تر نبود
لیک این به کس مگو که ز خس کمترت کنند
فخرت بود به کورش و دستت چو اردشیر
دایم دراز تا کمکی دیگرت کنند
عیار باش و دزد و زمین خوار و زن بمزد
تا برتر از سپهبد و سرلشکرت کنند
تلقین قول سعدی فرزانه حیلتی ست
تا جاودانه بسته آن شش درت کنند
«نابرده رنج گنج میسر شود» عزیز
رو دیده باز کن که چه در کشورت کنند
بازار غارت است تو نیز ای پسر مخسب
گویی بزن که فارغ ازین چنبرت کنند
ور ز آن که خود غرور تو بر فضل و دانش است
حاشا که اعتنا به چنین گوهرت کنند
من آزموده ام ره تقوا به رنج عمر
زین راه کج مرو که سیه اخترت کنند
در خایه مالی ای دل غافل حکایتی است
گر یادگیری از همگان برترت کنند
القصه ای رفیق سیه بخت ساده لوح
راهی بزن که سجده به سیم و زرت کنند
مام وطن به دامن بیگانه خفته مست
دل بدگمان مکن که چه با مادرت کنند
۱۳۹۰ مهر ۲۰, چهارشنبه
حق وتو و بصیرت
در یکی از کتابهای فارسی دبستان درسی وجود داشت و شاید هنوز هم باشد که امام موسی کاظم (ع) یکی از یارانش به نام صفوان رابابت کرایه دادن شترانش به هارون الرشید سرزنش می کند و می گوید همینکه منتظری تا او از سفر حج زنده برگردد و کرایه شترها را پرداخت کند به معنی این است که یاور ظالمی و در ظلم او شریک. صفوان گرچه از یاران امام بود ولی بی بصیرت بود.
حالا جمهوری اسلامی طرفدار حق وتوی ظالمانه قدرتها شده است و در این ظلم با آنها شریک است. روسیه و چین از حق وتو به نفع سوریه استفاده می کنند و جمهوری اسلامی قدردان آنهاست (ببینید). آیا رفتار حاکمان جمهوری اسلامی شباهتی با بی بصیرتی صفوان ندارد؟
۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه
اشاره
جایی خوانده ام که در جنگ جهانی دوم و در جریان پیشروی ارتش سرخ به سمت آلمان سربازان روسی به زنان و دختران در یکی ( شاید هم همه) از کشورهای دوست و متحد خود (اگر درست یادم باشد یوگسلاوی) تجاوز می کردند. رهبران آن کشور در ملاقات با استالین گله و شکایت می کنند و او با پرخاش پاسخ می دهد که ما شما را از یوغ نازیها نجات دادیم حالا زنان و دخترانتان را از سربازان ما دریغ می کنید؟!
مواردی که می شود نمونه امروزی این داستان را در حکومت ایران نشان داد خارج از شمار و حوصله بنده است.برای اسلام همه کاری می کنند. العاقل یکفیه الاشاره.
۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه
چه کسی مومن تر است؟
دیدن ویدیوی خواننده معلول عراقی(اینجا) که به همراه برادر معلولش در یک خانواده آمریکایی پذیرفته و بزرگ شده بود باعث شد به یاد بیاورم که دانشجویی آمریکایی داشتم ( مربی آزمایشگاه بودم) که صبحها کار می کرد و بعد از ظهرها درس می خواند. همسرش هم خانه دار بود و سه پسر داشتند. خودش حدودا ۳۰ ساله بود. زندگی راحتی نداشت و مجبور بود سالی حدودا ۱۵ هزار دلار فقط بابت شهریه دانشگاه بپردازد. با این حال دو تا دختر هم به فرزندی پذیرفته بود. ضمنا یاد خانواده ای افتادم که استیو جابز را به فرزندی پذیرفتند. بچه ای به قول ما مسلمانان حرامزاده را تقبل کردند. بهتر که نگاه می کنم نمونه های زیادی در اطرافم هستند که چنین کاری می کنند. فقط داستان فرزند خواندگی نیست. یک کلمبیایی جوان و زشت رو می شناسم که به طور غیر قانونی وارد آمریکا شده و به اسم اینکه می خواهد بیشتر از مسیحیت بداند جذب جماعتی از مسیحیان خوش قلب شده است و از همه نوع امکاناتی که برایش فراهم آورده اند استفاده می کند. از آپارتمان رایگان تا پول تو جیبی. برای این جماعت کلی از بدبختیهایی که کشیده است تعریف کرده و دل همه را آب کرده است. نمی خواهم قضاوت کنم ولی احساس می کنم که سو استفاده می کند. حداکثر اینکه پیاز داغش را زیاد کرده است به خصوص که اخیرا در حال ارتکاب دزدی دستگیر شده است. با توجه به اقامت غیر قانونی در آمریکا به زندان نمی رود و باید بلا فاصله از آمریکا اخراج شود ولی همان جماعت آمریکایی برایش وکیل گرفته اند و می خواهند برایش گرین کارت دست و پا کنند ( راهش را بلد نیستم) تا اخراج نشود و صرفا حبس بکشد. قطعات این پازل (جورچین) را که کنار هم می گذارم نتیجه می گیرم این آمریکاییها به طور متوسط از ایرانیها و شاید همه مردمان خاورمیانه رقیق القلب ترند و مسیحیان معتقدشان اصلا با مسلمانان معتقد قابل مقایسه نیستند ( دست کم در زمینه رقت قلب و توان خشونت ورزیدن).
یک جور نظریه ساخته ام که تا نقض نشود معتبر است و تا الآن نقض نشده است. شخصا بعید می دانم حاضر باشم کسی را به فرزندی بپذیرم و فکر می کنم دیگر ایرانیها هم تا مجبور نباشند چنین کاری نمی کنند( تازه از اختلاف نژاد هم حرف نمی زنم).
اگر فرض کنیم رقت قلب و مهرورزی شرط ایمان است بسیاری از آنها مومن تر از ما هستند.
۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه
چرا کسی فیلم نمی سازد؟
با فیلم سینمایی و در عرصه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی می توان کارهای بزرگی انجام داد. می توان حکومتهای خودکامه و زورگو را نقد و رسوا کرد و اعتقادات خرافی را زیر سوال برد و آگاهی ایجاد نمود. یک فیلم سینمایی خوش ساخت به مراتب از بسیاری از دیگر فعالیتهای هنری فرهنگی و سیاسی موثرتر است. نسخه های آن به راحتی قابل تکثیر و دست به دست شدن است. از طرفی جامعه ایرانی میل زیادی به افشاگری دارد. تیراژ روزنامه ها و کتابها وقتی بالا می رود که افشاگری کنند. از بس که پنهانکاری شده است مردم مدام تشنه خبرهای پشت پرده هستند. حالا اگر کمی از این پشت پرده ها در فیلمهایی مثلا مثل جی.اف.کی ( فقط مثال می زنم و ارزشگذاری نمی کنم) بالا برود احتمالا شعاع آگاهی مردم از تهران به بسیاری از مناطق ایران گسترش می یابد.
اصلا کاشکی می شد از رهبران و نامزدها خواست که دنیای مطلوبشان را در قالب فیلم به مردم نشان بدهند و بگویند مثلا اگر آنها به همه اهدافشان برسند چه جور جامعه ای خواهیم داشت؟ وضع محیط زیست و رسیدگی به دعاوی و کیفیت زندگی مردم چگونه خواهد بود؟ آنوقت مردم می توانستند ببینند چه کسی سنجیده حرف می زند و چه کسی فریبکاری می کند. کسی مقدس نمی شد وسیاستمداران مجبور به استفاده از نظریات خردمندان می شدند. آیا کسی جرات دارد عدم ساخت این فیلمها را هم یک توطئه بنامد؟