۱۳۸۷ اسفند ۱۰, شنبه

شفا

بنا به آیات قرآن ، با انداختن پيراهن يوسف (ع) بر روي چشمان پدر، بينايي حضرت يعقوب (ع) بازمي‌گردد و يک پزشک مصري به اين نتيجه می رسد که چيزي جز عرق بدن يوسف (ع) نمي‌تواند عامل بينايي چشمان پدر باشد. این پزشک با مطالعه بر روي ترکيبات عرق انسان و آزمايش آن بر روي خرگوش‌ها به نتايج مثبتي دست می یابد. پس از آزمايش داروي خود بر روي 250 بيمار مبتلا به آب مرواريد و احراز 99 درصدي اثربخشي اين دارو، برايش مسجل می شود که اين معجزه‌ي از سوي قرآن بوده است.اینجا را بخوانید.
نمی دانم من چرا نتیجه دیگری می گیرم. اینکه یوسف (ع) ویژگی خاصی نداشته و عرق تن همه انسانها همان شفابخشی را دارد!

نوابیغ

فکر می کنم بهترین جا برای یک دکتر فیزیک که دنبال یک پسادکترا می گردد هم از نظر درآمد و هم از نظر کیفیت کار یکی از آزمایشگاههای ملی آمریکاست. درآمد سالانه یک پسادکتر در یکی از این آزمایشگاهها حدود 55 تا 60000 دلار در سال است که معادل یک استادیار فیزیک است. سخنران هفتگی سمینار دکترا، این بار رئیس یکی از بخشهای نظری آزمایشگاه ملی لوس آلاموس بود. از موضوع سخنرانی، تسلط و سواد طرف لذت بردم.سخنران این هفته دست کم 2 میلیون دلار grant داشت. تا حالا 150 مقاله با بیش از 1600 ارجاع داشته است. جالب اینکه کار اصلی اش پلوتونیوم است و نمی تواند در موضوع اصلی کارش مقاله یا سخنرانی داشته باشد. همه این مقالات کارهای زنگ تفریحش هستند. از طرفی وقتی با دانشجوهای دکترا صحبت می کنی همگی به درستی دنبال یک شغل در چنین جایی هستند. نکته عجیب اینکه بیشتر این نوابیغ به این سمینار نیامده بودند و سمینار هفتگی بیش از همیشه کم مشتری بود. شاید راههای بهتری وجود دارد که من نمی شناسم. اگر می دانید کمکم کنید.

۱۳۸۷ اسفند ۹, جمعه

اعلام خطر

خیلی از فیزیکدانهای خوب را می شناسم که حرفی برای گفتن دارند و پژوهشگرهای قابل و برجسته ای هستند ولی توانایی چندانی در حل مسائل فیزیک به خصوص از نوع جکسونی یا اشکرافتی اش ! ندارند. بیشتر جماعتی هم که چنین توانایی دارند جهان سومی هستند. به نظرم نسل فیزیکدانهایی که توانایی حل مسائلی از نوع جکسون را دارند در حال انقراض است. من اعلام خطر می کنم!
حالا واقعا اینکه توانایی حل چنین مسائلی با تمام جزئیات چقدر در پیشبرد فیزیک سهم دارد یا این سهم در حال کاهش یا افزایش است نمی دانم.

۱۳۸۷ اسفند ۷, چهارشنبه

فتوای کلیسا

از نظر کلیسای کاتولیک استفاده از شیمی و ریاضی برای جلوگیری از بارداری اشکالی ندارد ولی استفاده از فیزیک حرام است. هرچه فکر کردم نفهمیدم دلیل نزول این فتوا چیست.

۱۳۸۷ اسفند ۶, سه‌شنبه

علم سنجی

زمانی بود که برایم تولید مقاله برابر بود با تولید علم وچون تولید علم را هم مقدس می دانستم ، بنابراین تولید مقاله برابر بود با کار مقدس کردن. طبقه بندی این کار قدسی هم در رشته من عبارت بود از داشتن مقاله در Nature و Science و PRL و PRB و ....الی آخر. در این چند سالی که سعی کرده ام به این قافله بپیوندم هرچه بیشتر خواندم و دیدم ،بیشتر متوجه شدم که گاهی این کار مقدس چقدر کثیف است!
مقاله شما مشکل دار تشخیص داده می شود و بعد متوجه می شوید که داور یا فردی از همکارانش ، همان موضوع را در مجله ای بهتر چاپ کرده است. افرادی را می بینید که پرمقاله هستند، سرشناسند، رییس گروه و موسسه و ...هستند ولی چندین مقاله با غلطهای بدیهی دارند (به نظرم در این جور مواقع داشتن یک غلط برای از دست رفتن اعتبار کافی است). بعد می فهمید که چرا فلان ویراستار (ادیتور) چپ و راست دانشجو و پسادکتر به این آقا معرفی می کند. مدتها ضریب تاثیر یا Impact factor یک مجله برایم مهم بود ولی حالا در این بلبشوی مجلات ، تعدادی مجله می شناسم که انتخاب اول یا دوم نویسندگان نیستند ولی ضریب تاثیرشان از مجلاتی که انتخاب اول همان نویسندگان هستند بیشتر است. حالا واقعا مانده ام که چگونه علم سنجی کنم؟ حرف چه کسی را باور کنم؟ فکر می کردم داوران جایی مثل مثلا NSF باید خیلی کار سختی داشته باشند که از بین انبوه تقاضاها بهترین ها را تامین مالی کنند ولی ظاهرا در بیشتر مواقع تصمیماتشان از قبل گرفته می شود و دقیقا داستان خودی و نخودی آنجاها هم رواج دارد.
خوشبختانه هنوز می شود به آدمهایی که نظرشان صائب است دسترسی داشت ولی دامن علم خیلی آلوده شده است.

۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

پاکستان پر

خبر عجیبی خواندم راجع به دره سوات در پاکستان. ظاهرا گروه طالبان در دره سوات (معروف به سویس آسیا) قوانین شریعت را اجرا می کنند . آنها در مدارس دخترانه بمب گذاری کرده اند و جلوی تحصیل دختران را می گیرند. اسامی کسانی که قرار است مجازات یا اعدام شوند از پیش از رادیو شبانه آنها پخش می شود و ....حالا دولت پاکستان وارد مذاکرات رسمی با آنها شده است و توافق شده است که در آن منطقه قوانین شریعت اجرا شود!. یعنی رسما اعلام شده است که دولت مرکزی وجود ندارد و این دعوتی است برای بقیه مناطق پاکستان که دست به کار شوند و هرچه زودتر احکام خدا را اجرا کنند.
خدا سلطان محمود غزنوی که آنها را به زور شمشیر مسلمان کرد و سیا و موساد و اینتلیجنس سرویس را که احتمالا خوابهایی برای شیعه و سنی پاکستان و شاید ایران دیده اند را نبخشاد.

۱۳۸۷ اسفند ۴, یکشنبه

کمیته امداد

محمود هم اتاقی جدید من از اردن است. یکبار صحبت می کرد که سیستم آموزشی و درمانی ما در خاورمیانه اول است. سطح زندگی در کشور ما بالاست و از این حرفها. در دلم گفتم:
چو بیشه تهی ماند از نره شیر/شغالان در آیند آنجا دلیر
به هر حال ما که بخیل نیستیم اگر آنها به جایی برسند ما هم خوشحال می شویم. سندش برای پیشرفت علمی اردن شتابدهنده سزامی اهدایی آلمان بود. در بخش درمانی گفت تا چند سال پیش برای جراحی های پیشرفته مثل جراحی مغز اردنی ها به خارج می رفتند ولی الآن در خود اردن عمل می شوند. توضیح داد که اخیرا در اردن بیمارستانی تاسیس شده که متعلق به کمیته امداد امام خمینی است،جراحهای اردنی جراحیهای پیشرفته ای درآن انجام می دهند و در بیشتر موارد پولی از اردنی ها گرفته نمی شود. حتی ایرانیها برای جراحی به آنجا مراجعه می کنند!. با هیجان گفتم از آنهایی که پول ایران را اینطوری خرج می کنند بیزارم. دهانش وا مانده بود.انتظارش را نداشت. شاید فکر می کرد ایرانیها همه احمدی نژادی هستند.چیزی نگفت و بیرون رفت.
بعد آمد و گفت شما قدرتمندید و نفت دارید و باید با اسراییل و آمریکا مبارزه کنید. گفتم و شما؟ گفت ما در حال توسعه هستیم و نباید با این هزینه ها عقب بیافتیم و....این بار من بودم که خشکم زد. بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم.