۱۳۸۷ دی ۱۰, سه‌شنبه

بحران عقل

اینطور که دنیا پیش می رود اصلا صورت خوشی ندارد. همه جا اوضاع قمر در عقرب است. نکند مقدمات ظهور دارد آماده می شود؟ راستش ما هنوز آماده کشت و کشتار و ساختن دریای خون تا زانو نیستیم! باید از خدا بخواهیم ظهور امام زمان را به تاخیر بیاندازد. 
به نظرم تنها بحرانی که در دنیا وجود دارد بحران عقل است. در همه صحنه ها با کمبود و نبود عقل مواجه هستیم. اگر واقعا تابع عقل باشیم نیازی به ظهور امام زمان نیست. اگر بعد از ظهور هم قرار باشد از عقل استفاده نشود که بر می گردیم به همین وضعیت و تازه بدتر چون دیگر کسی نمانده که منتظر ظهورش باشیم. 
خدا به همه ما عقل دهاد.

۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه

هوش و تحصیل

باور دارم که مقدار زیادی از هوش اکتسابی است و بستگی به محیط و آموزش دارد. ولی گاهی اوقات دیده ام که افراد تحصیل کرده هیچ بویی از هوش نبرده اند که هیچ، کاملا احمق تشریف دارند. نمی دانم حالا نظریه ای وجود دارد که این قسمت ماجرا را توضیح بدهد یا نه. یک پزشک ایرانی که به تازگی برای طی دوره تخصصی به آمریکا آمده است می گفت که آمریکا از توان نظامی ایران هراس دارد. ایران به دلایل سیاسی! نمی خواهد آمریکا را در جنگ شکست دهد وگرنه نیروهای آمریکا در خلیج فارس در مشت ما هستند. اولش فکر کردم شوخی می کند ولی کم کم متوجه شدم که نه کاملا جدی است و حتی می گفت ایران سلاحهایی دارد که سری است و هنوز رو نکرده است! با شناختی که من دارم می دانم ایرانیها حتی پز سلاحهای نداشته شان را هم می دهند و در نتیجه باید این حرفها را به حساب فضای رسانه ای ایران بگذارم. یا گردانندگان رسانه های ایران آنقدر باهوش شده اند که قادرند باور نکردنی ها را به تحصیل کرده ها هم بباورانند و یا هوش عمومی ملت ایران آنقدر پایین آمده است که امیدی به تحصیل کرده هایش هم نیست و یا ترکیبی از هر دو!
اگر همه آدمها چنین تصوراتی داشته باشند دنیا جای خیلی خطرناکی برای زندگی است.

۱۳۸۷ دی ۷, شنبه

بابا

بیشتر آدمهایی که دور و برمان می بینیم در همسایگی، در دانشگاه در مسابقات تلویزیونی، فیلمهای سینمایی و سریالها و....بی پدر هستند. صحبتی از پدر نیست و در عوض مدام از مادرشان صحبت می کنند. انگار که اصلا پدری وجود نداشته است. یادش به خیر، در ایران که بودیم شخصیتهای کارتونی همه دنبال مادرشان می گشتند.تازه متوجه شده ام که هیچکدام آنها پدر نداشتند!

۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

شاخص های گویا

با اینکه به ISI Web of Knowledge هم دسترسی دارم ولی فقط مجلات گروه فیزیکال ریویو را مستند قرار می دهم. تا امروز تعداد کل مقالات، تعداد مقالات چاپ شده در سال 2008 و نسبت تعداد مقالات چاپ شده در PRL به تعداد کل مقالات در این گروه از مجلات برای ایران به ترتیب 582 ، 105 (حدود 20 درصد) و 0.077 بوده است. همین اعداد برای بعضی از کشورهای منطقه عبارتند از:
ترکیه:948، 88 و 0.073
ارمنستان:457، 47 و 0.282
پاکستان:294، 19 و 0.051
مصر:245، 15 و 0.041
اسراییل:10112، 2550 و 0.252
نکته جالب اینجاست که نمودار رشد تعداد کل مقالات برای اغلب کشورهای نامبرده تقریبا افقی (بدون رشد و در حد افت وخیز طبیعی) است ولی در مورد ایران تعداد کل مقالات با آهنگ تقریبی 20% در سال رشد می کند. آهنگ رشد در اسراییل تقریبا نصف ایران است.
اگررقم آخر را به معنی کیفیت تحقیقات انجام شده بگیریم اسراییل و ارمنستان پیشتاز هستند و بقیه تعریفی ندارند. به طور کلی و با توجه به تعداد کل مقالات می توان گفت که جدا از اسراییل که تعداد قابل توجهی مقاله خوب چاپ می کند، تولید علم فیزیک در این منطقه قابل صرفنظر کردن است و کسی منتظر تولید فیزیک در این گوشه دنیا نیست. ضمنا فکر می کنم همه اطلاعاتی که از وضع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و آموزشی این کشورها دارم به خوبی با این اعداد هماهنگ هستند و صرف در دست داشتن این ارقام کافی است تا بتوان با دقت خوبی راجع به اوضاع سیاسی، اجتماعی و .... اظهار نظر کرد. مثلا پاکستان و مصر ارقامی هم مرتبه دارند ولی چون جمعیت پاکستان 2 برابر مصر است نتیجه می گیرم که کیفیت نیروی انسانی و وضعیت آموزشی آن نصف مصر است و چون می دانم که پاکستان بمب اتمی دارد و مصر ندارد می فهمم که قدرت نظامیان در پاکستان خیلی بیشتر از مصر است و بودجه های زیادی صرف توسعه نظامی شده است و انتظار دارم که شکاف فقیر و غنی در پاکستان بیشتر از مصر باشد. تعداد مقالات ارمنستان بعد از استقلال در 1990 با آهنگ تقریبی 40% در سال تا 2000 در حال رشد بود ولی پس از جدی شدن موضوع قره باغ و جنگ با آذربایجان و شاید رسیدن به مرز نهایی توان تولید علم، رشدش تقریبا صفر شده است. بقیه را خودتان حساب کنید.

۱۳۸۷ دی ۳, سه‌شنبه

ولایت فقها به جای ولایت فقیه

امروز که حرفهای آقای رفسنجانی را خواندم پیش خودم گفتم جانا سخن از زبان ما می گویی (هرچند شخصا کپی رایت این حرفها را برای خودم حفظ می کنم) ولی چرا کامل و تمام نمی گویی؟ بنا به تاریخ معاصر (از دوره جنگهای ایران و روس به بعد)آخوندهای ما با هر چیز جدید صرفنظر از شکل و ماهیت آن مخالفت کرده اند، از تعلیمات جدید و مدارس نوین بگیرید تا شکل لباس، تلویزیون و....ماهواره ( الیته منظورشان احتمالا حرمت نگاه کردن به نامحرم و حرکات نامحرمانه! بوده است) همگی ابتدا حرام اعلام شده اند. عده کمی از مردم توجه نکرده اند، عده کمتری توجه کرده اند و بیشتر مردم هم اصلا کاری به این چیزها نداشته اند و کاملا بی خبر بوده اند. بعد کم کم دسته اول بیشتر شدند تا اینکه کاملا اکثریت پیدا کردند و بعدتر آخوندها شروع کردند به تبصره زدن و شرط گذاشتن و نهایتا داخل اسلام کردن عمل انجام شده. به همین راحتی.
فعلا با داستان بالا کار ندارم. دارم فکر می کنم که نتایج سیاسی حرفهای آقای رفسنجانی چیست؟به نظرم اولین نتیجه اش جایگزینی ولایت فقها به جای ولایت فقیه است. وقتی بپذیریم که فقه باید تخصصی شود یعنی فقیه جامعی نداریم و حکومت اسلامی باید توسط شورایی از فقها اداره شود. اگر یادتان باشد آقای رفسنجانی در سال 68 هم از همین فکر در مجلس خبرگان دفاع کرده بود. این بار شاید دموکراسی از بالا به پایین در ایران گسترش پیدا کند!.

۱۳۸۷ دی ۱, یکشنبه

هیلی بیلی

آمریکاییها هم مثل ایرانیها بعضی از قومها و ساکنان کشورشان را مسخره می کنند و راجع به آنها جوک می سازند. شاید رایجترین آنها گروهی باشند که به آنها Hillbilly یا Hillybilly می گویند. اینها بیشتر از آپالاچیا (شامل میسوری، نیویورک،جورجیا و می سی سی پی ) و اوزارکس (شامل بخشهایی ازاکلاهما و آرکانزاس) هستند. طبق باور رایج آنها در تپه ها زندگی می کنند، پرت و پلا حرف می زنند، تا جاییکه می توانند لباس می پوشند، پرخور هستند و تا خیالاتی می شوند شلیک می کنند و ...خلاصه خیلی عقب افتاده هستند. گروه دوم Red neck ها هستند. اینها کشاورزان فقیری هستند که مجبورند زیر تابش آفتاب در مزرعه کار کنند و در نتیجه سر و صورت و گردنشان آفتاب سوخته می شود. اینها بیشتر ساکنان ایالتهای جنوبی آمریکا شامل تگزاس، اکلاهما، نیومکزیکو و ...که کشاورزی و دامپروری در آنها رونق دارد هستند. گردن سوخته ها بی ادب، بی ملاحظه، خشن و پوست کلفت به حساب می آیند. ظاهرا همه ملتها از این هیلی بیلی ها و گردن سوخته ها دارند.

۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

اصلاحات 6

محمدعلی جمالزاده در بخشی از کتاب "خلقياتِ ما ايرانيان"، به آن چه بيگانگان در باره ی ايرانيان گفته اند می پردازد و آن ها را منعکس می کند. مثلا از قول جيمس موريه انگليسی می نويسد:
"در تمام دنيا مردمی به لاف زنی ايرانيان وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ايرانيان است. هيچ ملتی هم مانند ايرانيان منافق نيست و چه بسا همان موقعی که دارند با تو تعارف ميکنند بايد از شرشان بر حذر باشی.... عيب ديگری هم که دارند دروغگوئی است که از حد تصور خارج است. يکی از وزرا به يکی از اعضای سفارت فرانسه می گفت «ما در روز پانصد بار دروغ می گوئيم و با وجود اين کارمان هميشه خرابست»... ايرانيان لبريزند از خودپسندی و شايد بتوان گفت که در تمام دنيا مردمی پيدا نشود که باين درجه بشخص خودشان اهميت بدهند و برای خودشان اهميت قايل باشند." (خلقيات ما ايرانيان، محمدعلی جمالزاده، انتشارات نويد، بازچاپ آبان ۱۳۷۱، صفحات ۷۳ و ۷۴)

شاهزاده الکسی سولتيکوف هم در مورد ايرانيانِ زمانِ خودش می نويسد:
"
درستی صفتی است که در ايران وجود ندارد و همين خود کافی است که اين مملکت در نظر خارجيان نفرت انگيز بيايد... دروغ به طوری در عادات و رسوم اين طبقه [طبقهء نوکر و کاسب و دکاندار] از مردم ايران (و ميتوان گفت تمام طبقات) ريشه دوانيده است که اگر احياناً يک نفر از آنها رفتاری بدرستی بنمايد و يا بقول و وعدهء خود وفا نمايد چنان است که گوئی مشکل ترين کار دنيا را انجام داده است و رسماً از شما جايزه و پاداش و انعام توقع دارد)ص ۸۰ ).

اما جناب گوبينو، ديپلمات و دانشمند فرانسوی به جای اشاره به ظواهر، به بيان علل رياکاری ايرانيان می پردازد و می نويسد:
"
برای چه ايرانی اينقدر رياکار شده و چرا تا اين اندازه در تقدس و اظهار زهد غلو مينمايد و حال آنکه باطناً اينقدرها مومن نيست و بچه سبب غالب اين مردم حرفی را که ميزنند غير از آنست که در حقيقت فکر ميکنند و بقول خودشان زبانشان در گرو دل دگر است... هر مذهبی که وارد ايران شود به دوروئی و شک و ترديد جبلی ايرانيان برخورد خواهد کرد. ايرانی ملتی است که از چند هزار سال قبل از اين با صدها مذهب مختلف بکنار آمده است و خصوصاً مساله مذاهب پنهانی بطوری اين ملت را شکاک و دو رنگ و بوقلمون صفت بار آورده است که محال است شخصی بتواند بگفتهء آنها اعتماد نمايد زيرا هر چه ميگويند غير از آنست که فکر ميکنند و آنچه فکر ميکنند غير از گفتار آنهاست (صفحات ۸۶ و ۸۷ ).

دریافت و خلاصه شده از ای میل یک دوست.