۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

اومانیسم مولانا

نه سلامم نه علیکم
نه سپیدم نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...

گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی

به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

آلودگی مالی

جناب آقای مهاجرانی فرموده اند که در زندگی اقتصادی آقای خامنه ای حتی یک نقطه خاکستری هم وجود ندارد. البته نفرموده اند که با توجه به چه اطلاعات و منابعی چنین چیزی را ادعا می کنند. صرف آشنایی یا دوستی برای اثبات چنین ادعایی کافی نیست. ضمنا روشن نفرموده اند که منظور از زندگی اقتصادی چیست. اگر منظور درج نام ایشان در اسناد مالکیت رسمی است بله ممکن است حق با جناب مهاجرانی باشد، ولی آقای خامنه ای به سبب منصب و مسوولیتش اختیار مدیریت بسیاری از اموال عمومی را دارد و ضمنا دیدگاههای سیاسی اش بر زندگی میلیونها ایرانی و غیر ایرانی تاثیر می گذارد. بنیاد علوی، بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید ، بنیاد مسکن، بنیاد پانزده خرداد، دفاتر نمایندگی ایشان در ایران و خارج کشور و ....دهها و صدها موسسه و مرکز دیگر تحت مدیریت ایشان است . البته ایشان حتما در نحوه اداره منابع دولتی و سرمایه های مملکت هم دخالت می کنند. پاکیزگی مالی فقط این نیست که سند مالکیت چیزی به ناحق به اسمش شده باشد بلکه مدیریت غلط و تبعیض آمیز و غیر پاسخگو و گره زدن زندگی اقتصادی میلیونها نفر به اغراض دنیوی و قدرت طلبانه و ریاکارانه و بعد طلب اطاعت از مردم که من نماینده امام زمان هستم و لابد واجب الاطاعه هم یک نوع آلودگی اقتصادی است. همینکه مردمانی به خاطر مخالفت با ایشان به زندان می افتند و از کار و زندگی ساقط می شوند هم از بدترین آلودگیهای مالی است.اینکه میلیونها ایرانی بیکار و معتاد و بی آینده هستند هم حتما مستقیما به مدیریت ایشان بر می گردد و ایشان سهم خودشان را دارند.

کاشکی آقای مهاجرانی هم شیر خر نمی خورد و سر در آخور مقامات نداشت و حالا که دستش از خوان گسترده ایران کوتاه شده است ( دست کم ظاهرا) مثل آزاده ها زندگی می کرد.

۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

مردمان جدید

جایی خوانده ام که امام صادق (ع) در پاسخ یکی از اصحاب که از تفسیر چند آیه اول سوره آهن (حدید) پرسیده بود پاسخ داده بودند که مخاطب این آیات مردمانی در آینده هستند. آنها مردمانی هوشمند و دقیق هستند و هر حرفی را به راحتی نمی پذیرند. این آیات برای اقناع آنها نازل شده است. باور دارم که ما در چنین زمانی زندگی می کنیم یا دست کم به آن بسیار نزدیک هستیم. خیلی از اوقات از نوشتن منصرف می شوم چون همان مطلب را به شکل خیلی پخته تر و مستدل و با انشایی جا افتاده در وبلاگها، سایتها، کامنتهای مراجعه کنندگانشان و در فیس بوک و باز می بینم. اگر چنین چیزی را قبول کنیم باید آماده باشیم تا محتوای جدیدی هم از متون قدیمی بیرون بکشیم بدون اینکه از اخلاق و دینداری عدول کرده باشیم. این راه از حوزه های علمیه نمی گذرد. حوزه های علمیه قادر به تولید انبوه علامه طباطبایی ها و( با اندکی تسامح) موسی صدر ها نیستند. این کار نظام آموزشی خود را می طلبد و آدم خاص خودش را نیاز دارد. هرگونه تاخیر و سهل انگاری در این امر باعث خسران در دنیا و آخرت و به زبان ساده عقب افتادگی تمدنی است.

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

موسی صدر

دو درویش بر گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.اگر امام موسی صدر تا حالا زنده مانده باشد بعید است از این به بعد زنده بگذارندش. دشمنان دوست نما از همه خطرناکترند. برای ولی فقیه هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که کسی در اندازه امام موسی صدر پیدا شود و منتقد ولایت فقیه باشدراستی چقدر احتمال دارد که او زنده باشد ولی منتقد و مخالف ولی فقیه نباشد؟

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

خاورمیانه نو

چهره سیاسی خاورمیانه با سرعتی عجیب در حال تغییر است و جا برای اسلامگرایان افراطی و وابستگان غرب هرروز تنگ تر می شود. غربیها در عین انفعال ترجیح داده اند که سوار موج شوند و اکنون به دوستان مستبد خود تذکر می دهند که برای مردم خود گوش شنوا باشند.دموکراسی لیبرال یا هر گونه ای از حکومت که موجب رشد و آزاد سازی استعدادهای مردم جهان سوم شود مورد تایید غربی ها نیست چون زندگی را برایشان سخت تر می کند و رقابتهای اقتصادی شدیدتر می گردد. البته باور دارم که آنها در آن شرایط هم به اندازه کافی فکر و نقشه دارند ولی خوب، راحت زندگی از آنها گرفته می شود. مجبور خواهند بود بیشتر مواظب باشند و بیشتر کار کنند و کمتر فرصت خوش گذرانی خواهند داشت. تا هنگامیکه دوستان مستبد با منتخبینی جایگزین شوند که فاقد درک و فهم تمدنی از رقابتهای سیاسی و اقتصادی باشند، غرب احساس آرامش خواهد داشت پس چندان هم دیر نشده است و کافی است که در دوره انتقال قدرت ارزیابی صحیحی از رهبران بالقوه آینده داشته باشند.
ولی از دست دادن دوستان دشمن نمایی مثل اسلامگراهای افراطی برایشان واقعا دردناک خواهد بود. این جماعت می توانند با بهترین قیمت بیشترین بازده را برای اهداف غرب در منطقه داشته باشند. هم غربیها و هم اسلامگراها با بیداری و خودآگاهی مردم مشکل دارند و بعید نیست که جلوه های جدیدی از دوستی بین آنها آشکار شود.

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

با بصیرتهای بی سیرت

باور داشته ام که برای توصیف رفتار و اعمال و کارکرد مسوولین نظام جمهوری اسلامی، واژه ها و عبارتهای مناسبی نه تنها در ادبیات فارسی بلکه در هیچ زبان و ادبیات دیگری هم نداریم. نگاهی بیاندازید به مجموعه سخنرانیهای احمدی نژاد و دوستداران و پشتیبانانش. پر است از دروغ و تزویر و اتهام و آن هم در کمال حق به جانبی و خونسردی. واکنش این جماعت به کنشهای مردم تونس و مصر خودش داستانی است دیدنی و شنیدنی، البته پر از آب چشم. واقعا دیگر ادبیات جوابگو نیست و فقط باید سراغ بی ادبی رفت.
شایسته ترین نامی که بر این جماعت می گذارم این است:" با بصیرتهای بی سیرت".

۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

دیکتاتورهای فردا

هر انقلاب، شورش یا اعتراضی شبیه یک دمل چرکین است که سر باز می کند. نشانی است از یک بیماری مزمن. اگر فرد به سلامتی خودش اهمیت بدهد، تغدیه مناسبی داشته باشد، ورزش کند، به طور مرتب زیر نظر پزشک باشد و ضمنا دارای وضعیت روانی خوبی باشد احتمال اینکه ناگهان دچار غش و ضعف و خونریزی و ...شود چقدر است؟تقریبا صفر است.
با اطلاعات گسترده ای که علوم پزشکی فراهم آورده است و با آزمایشهای دوره ای می توان بسیاری از بیماریها را از همان آغاز شکل گیری شناسایی کرد و حتی از بین برد. این امکانات البته برای همه مردم در دسترس نیست. هم به پول نیاز دارد و هم آگاهی نیاز به چنین خدماتی. ولی فقط آگاهی از نیازبه مراقبت پایدار و همیشگی و توجه به سلامتی حتی برای مردمان کم درآمد هم می تواند مفید باشد و آنها را در برابر بسیاری از بیماریها بیمه کند.
جوامع انسانی هم مانند بدنها هستند. نیاز به توجه و مراقبت و زدودن آلودگی ها به شکل مرتب و دوره ای دارند. در یک جامعه سالم انحرافات از همان ابتدا شناسایی می شوند و جلوی گسترش و بقای انواع فسادهای سیاسی، اجتماعی،اقتصادی و اخلاقی گرفته می شود.اندیشه امر به معروف و نهی از منکر به همراه ابزارهایی مانند رسانه ها، آموزش عمومی حقوق مردم به مردم و جابجا شدن دوره ای مناصب اصولا جلوی بروز بسیاری از فسادها را در اجتماع می گیرد.
حوادث اخیر تونس و مصر و احتمالا چند کشور عربی دیگر همانند سکه دورو دارد. یک روی سکه خوشحال کننده است. اینکه یک فرد خودرای که خود را ویژه می داند و به هیج وجه حاضر نیست صندلی اش را ترک کند سرنگون می شود به خودی خود شادی آور است، امید بخش است و تحریک کننده. اما روی دیگر سکه همان باز شدن دمل چرک است. یعنی اینکه چنین جامعه ای در مدار صلاح و صواب نبوده است. بیمار بوده است و محل رشد دیکتاتورها و جیره خورها و توجیه کنندگان و مفت خورها. مناصب غصب شده بودند و نظارت اجتماعی وجود نداشته است. حالا هم که زخم سر باز کرده نیاز به حکیم دارد و مراقبت خیلی ویژه تا چرک و آلودگی گسترش پیدا نکند و مهار شود.
جوامعی مثل ایران و مصر و ... بیش از هر چیز نیاز به آدمهای درجه یک دارند تا سرنوشت خود را عوض کنند. آدمهای کارکشته ، باسواد و با تجربه ای که به خاطر زحمت و تلاش شبانه روزی موفقیت هایی داشته اند. چنین آدمهایی در محیطهایی رشد می کنند که امکان کار کردن سالم وجود داشته باشد. ارزش کار معلوم باشد و دانش و تجربه قدر ببیند. بنابراین هدف هر انقلاب و جنبش و اعتراضی باید سر کار آوردن دولتی باشد که هدفش فراهم آوردن زمینه مناسب برای پرورش استعدادها و محیطهای مناسب کاری است.
اگر مردم تونس و مصر و بقیه کشورهای منتظر انقلاب، موفق به تشکیل چنین دولتی شوند که خوشا به سعادتشان وگرنه عرض خود می برند و زحمت جهان می دارند. انقلاب باید ابتدا در روح و روان انسانها و اندیشه شان و جهان بینی شان شکل بگیرد و سپس متوجه ساقط کردن ظالم و طاغوت شود وگرنه احتمالا می توان اسم و نشان دیکتاتورهای فردای تونس و مصر را در همین انقلابی های امروزشان جستجو کرد.