۱۳۹۰ دی ۱۸, یکشنبه

دکتر بازی - اسماعیل امینی

خاک ایران یکسر از دکتر پر است/هرکه دکتر نیست نانش آجر است

ملک ایران سرزمین دکتران/این‌قدر دکتر نباشد در جهان

شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر/کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دکتر

عابران هر خیابان دکترند/دانه‌های برف و باران دکترند

هم وزیران هم مدیران دکترند/بیشتر از نصف ایران دکترند

هرکه پستی دارد اینجا دکتر است/دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است

هرکه شد محبوب از ما بهتران/هرکه شد منصوب بالا دکتر است

هرکه رد شد از در دانشکده/یا گرفته دکتری، یا دکتر است

شعر نو مديون دکترها بُوَد/تو ندانستي که نيما دکتر است؟

شاعر تیتراژهامان دکتر است/مجری اخبار سیما دکتر است

آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب/سر زد از صندوق آرا دکتر است

شاد باش ای دکتر آرای ما/دکترای جمله دانش‌های ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما/دکترایت نخوت و ناموس ما

در جهانی که پر است از نابغه/دکتری چندان ندارد سابقه

بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری/سرزمین ماست مهد دکتری

خط‌مان وقتي شبيه ميخ بود/اي‌بسا دکتر در آن تاريخ بود

اين‌همه آدم که در عالم نبود/آدمي کم بود و دکتر کم نبود

من نگويم، شاعران فرموده‌اند/رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند

گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش/دکتری دارند ملا و خرش

شاعران از رودکي تا عنصري/بي‌گمان دارند هريک دکتري

شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت/آتشی در خیل دکتر می‌گرفت

عشق با دکتر نظامي قصه‌گو/عشق با دکتر سنايي رازجو

عارف شوريده دکتر مولوي/نام پايان‌نامه او مثنوي

حافظ و سعدي و خواجو دکترند/سروقدان لب جو دکترند

وحشی و اهلی و غیره دکترند/تاجر و دهقان و کاسب دکترند

عالمان را خود حدیثی دیگر است/حجت‌الاسلام دکتر بهتر است

بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست/بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست

عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند/عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌است

۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

تغییر صحنه تاریخ

دست کم یکی از روندهای تاریخ تغییر کرده است و انگاری داریم به آخر تاریخ نزدیک میشویم. قبلا رسم نبود که ظالمان ، حکومتگران و کشور گشایان در این دنیا عذاب ببینند و شکنجه شوند. آنهایی که کمی از عذاب وارده به دیگران را در این دنیا چشیدند در تاریخ انگشت شمارند. آنهایی که بیشتر میشناسیم از اسکندر و چنگیز گرفته تا تیمور و آتیلا عذابی نچشیدند. اگر هم مثل خسرو پرویز و آغا محمد خان قاجار کشته شدند در نتیجه جنگ قدرت و یا اختلافات داخلی بوده که در طبقه قدرتمندان طبیعی به نظر میرسد و همراه با توهین و تحقیر و شکنجه نبوده است. مواردی مثل لطفعلی خان زند که شکنجه و کهریزکی شدند به نظرم استثنا هستند. به خصوص هر چه مرتبه و مقیاس قدرت بزرگتر بوده احتمال چشیدن عذاب این دنیا کمتر بوده است به این معنی که احتمال شکنجه شدن و عذاب دیدن یک شاه خیلی کمتر از همین احتمال برای یک استاندار بود. در نتیجه همه دلخوشی مردم فرودست، نفرین کردن و داستان ساختن و دعا کردن و انتظار عذاب کشیدن آن ظالم درآن دنیا بود.

اکنون روزگار به مقدار زیادی وارونه شده است. انتظار اینکه ظالم خونریزی سرنگون ،تحقیر و شکنجه شود و با ذلت و خواری اعدام ، تبعید و یا فراری شود عجیب نیست. اینکه مردم شاهد باشند او هم کمی عذاب بکشد متداول شده است. شاه آوارگی کشید، خمینی جام زهر نوشید و همه شعارهایش باطل شد که برای کسی چون او که در هاله ای از تقدس پیچیده شد بود بسیار دردناک بود و به نظرم دلیلی بر ابتلای او به سرطان سریعش. صدام و قذافی را از سوراخ موش و جلوی دوربین بیرون کشیدند و با تحقیر کشتند. بیچاره قذافی گویا کهریزکی هم شد. مبارک را روی تخت و در قفس داخل دادگاه محاکمه میکنند که برای او تلخ است و خلاصه اینکه دیر نیست شاهد باشیم این زورگویان کمی عذاب بکشند و بعد به آن دنیا فرستاده شوند. حالا انتظار من بالا رفته و بدون اینکه مشتاق باشم تقریبا مطمئنم که صحنه های جدیتر و تکمیلی در راهند.

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

یک گزارش مالی جالب

حدود ۳ ماه پیش پیشنهاد بانک آمریکا برای دریافت ۱۰۰ دلار در ازای پذیرفتن یکی از انواع کارتهای اعتباریش را پذیرفتم. سود ۳% ی خرید با این کارت بعد از حدود ۳ ماه ۲۵ دلار شد که با احتساب جایزه ۱۰%ی آن در مجموع ۱۳۷.۵ دلار دریافت کردم. با این پول یک دوربین سونی در جمعه سیاه (Black Friday) سفارش دادم که در حالت معمولی ۲۰۰ دلار قیمت داشت ولی من با هزینه پست ۱۴۳ دلار پرداخت کردم. ضمنا چون این دوربین را از سایت آمازون خریدم و از کارت اعتباری آمازون که در همان لحظه خرید پیشنهاد شده بود استفاده کردم ۱۰ دلار هم تخفیف گرفتم. مجموعه این گردش پولی منجر شد به یک دوربین عکاسی سونی و ۴.۵ دلار ته مانده حساب.

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

سفیانی

زمانی شیخ بهلول ( همان کسی که گفته میشود عامل غائله مسجد گوهر شاد بوده است) در مسجد دانشگاه شریف گفته بود که سفیانی را بر مبنای روایتها در سوریه شناسایی کرده است و او همان ژنرال مصطفی طلاس وزیر جنگ سابق سوریه است. اگر روایتهای آخر الزمانی درست باشند احتمالا باید منتظر کودتایی در سوریه باشیم که منجر به قدرت رسیدن طلاس شود. ببینیم و تعریف کنیم.

۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

تخصص مهمل بافی

فکر می کردم که حرف حکیمانه گفتن کار سختی باشد ولی حالا با توجه به سخنان گوهر بار هر روزه مسوولان جمهوری اسلامی باید قبول کنیم که مهمل بافی و پریشان گویی هم نیاز به تخصص ، مهارت و آرامش روانی دارد. یک کتاب از این مهملات از لطیفه های ملا نصرالدین مفرح تر است.بنده ،حقیقتا توان تولید مهمل در استانداردهای مهملات مسوولین جمهوری اسلامی ندارم و آنها را به استادی و پیشکسوتی قبول دارم .

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

توهم

یکی از دلایلی که باعث می شود فکرکنم مردم سالاری ( دموکراسی) به معنی پایین کشیدن قدرتمندان از سریر قدرت به شکل دوره ای چیز خوبی است این است که باعث می شود تا از متوهم شدن صاحب قدرت جلوگیری شود. وقتی قدرتمندی متوهم شود این مردم هستند که باید هزینه های توهم او را با جان و مالشان پرداخت کنند.همه قدرتمندان در همه سطوح کمی تا قسمتی متوهم هستند. پس لازم هست تا تیغ نقد و ضربه آگاهی بخش آن همواره قدرتمندان را آزار دهد تا به خود بیایند. آنهایی که سالهای طولانی در قدرت باقی می مانند به نوعی متوهم می شوند هرچند بعضی ها به قدرت نرسیده هم متوهم هستند. بسیاری از آنها هم قربانی توهمشان می شوند. قذافی چند روز پیش پیغام داده بود که تظاهرات وال استریت کار من است. بیچاره متوهم به دنیا آمد (البته احتمالا) متوهم زیست و متوهم از دنیا رفت.

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

شعری از فریدون توللی

ترسم ز فرط شعبده چندان خرت کنند

تا داستان عشق وطن باورت کنند

من رفتم از چنین ره و دیدم سزای خویش

بس کن تو ورنه خاک وطن بر سرت کنند

گیرم ز دست چون تو نخیزد خیانتی

خدمت مکن که رنجه به صد کیفرت کنند

گر وا کند حصار «قزل قلعه» لب به گفت

گوید چه پیش چشم تو با همسرت کنند

بر زنده باد گفتن این خلق خوش گریز

دل بر منه که یک تنه در سنگرت کنند

پتک اوفتاده در کف ضحاک و این گروه

خواهان که باز کاوه‌ی آهنگرت کنند

ایران همیشه دوزخ ارباب غیرت است

آتش منه به سینه که خاکسترت کنند

زنجیر عدل خسرو و آن خر که شکوه کرد

آورده اند تا به حقیقت خرت کنند

زآن پادشه به خون کسان تشنه تر نبود

لیک این به کس مگو که ز خس کمترت کنند

فخرت بود به کورش و دستت چو اردشیر

دایم دراز تا کمکی دیگرت کنند

عیار باش و دزد و زمین خوار و زن بمزد

تا برتر از سپهبد و سرلشکرت کنند

تلقین قول سعدی فرزانه حیلتی ست

تا جاودانه بسته‌ آن شش درت کنند

«نابرده رنج گنج میسر شود» عزیز

رو دیده باز کن که چه در کشورت کنند

بازار غارت است تو نیز ای پسر مخسب

گویی بزن که فارغ ازین چنبرت کنند

ور ز آن که خود غرور تو بر فضل و دانش است

حاشا که اعتنا به چنین گوهرت کنند

من آزموده ام ره تقوا به رنج عمر

زین راه کج مرو که سیه اخترت کنند

در خایه مالی ای دل غافل حکایتی است

گر یادگیری از همگان برترت کنند

القصه ای رفیق سیه بخت ساده لوح

راهی بزن که سجده به سیم و زرت کنند

مام وطن به دامن بیگانه خفته مست

دل بدگمان مکن که چه با مادرت کنند